بیوگرافی زهیر یاری و همسرش +عکسها و گفتگو

[ad_1]

زهیر یاری

زهیر یاری بازیگر سینما و تلویزیون متولد 26 فروردین 1359 در تهران می باشد و 37 سال سن دارد.

تحصیلات : یاری دارای مدرک لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران است. 

وی یک برادر کوچکتر از خودش به نام شعیب دارد و او برادر زاده حسین یاری بازیگر سینما نیز می باشد.

وی در سریالهای زیادی حضور داشته است اما حضور او در سریال یوسف پیامبر در نقش بنیامین جدی تر بود و بعد از آن در کارهای بیشتری حضور یافت.

وی به تازگی نیز سریال لژیونر در نقش به کارگردانی مسعود آب پرور را در حال پخش دارد که از شبکه تهران پخش میگردد.

ازدواج و همسر

زهیر یاری تاکنون ازدواج نکرده است و مجرد می باشد.

زهیر یاری و همسرش

زهیر یاری برادر زاده حسین یاری که از بازیگران سینما و تلویزیون است می باشد.  

زهیر یاری و حسین یاری

گفتگو با زهیر یاری 

در تمام سال هایی که کار کردی بزرگترین تجربه ای که به دست آوردی چی بوده؟

خیلی چیزها، هر روز بازیگری تجربه است. بازیگری بهت یاد می ده که صبور باشی، بازیگری یادت می ده که حسود نباشی چون هم جا برای تو هست و هم زمان! چون وقتی حسادت داشته باشی به همون اندازه همه کینه می یاد و بعد از کینه نسبت به همه بدگمان می شی، بازیگری بهم یاد داد که آرامش داشته باشم، آرامش داشتن مساوی است با درست کار کردن! چون قبل از این خیلی با خودم کلنجار می رفتم و اطرافم زیادی شلوغ بود اما حالا با آرامش، صبوری، بی حسادت و کینه کاری می کنم و از کارم هم لذت می برم.

تا به حال نقدی را درباره خودت شنیدی که برات جای پیشرفت داشته باشه؟

صددرصد. همیشه بزرگترین منتقد می تونه خودِ فرد باشه، وقتی تو با همه توانایی که داری اونقدر منصفانه درباره خودت حرف بزنی یعنی می دونی اشکال کارت کجاست. اینکه من جنبه خودم را بالاتر از آن چیزی که هست ببرم. من در سریال «میلیاردر» با خودم خیلی شوخی می کردم، برای اینکه بهمن یک سری بچگی داشت که من اون را به خوبی می شناختم و ما به ازای بیرونی اش را در وجود خودم می دیدم و این انتقادی بود که به زهیر یاری ایام نوجوانی داشتم که چقدر سطحی و کودکانه نگاه می کردم. خدا را شکر که از این ماجرا آسیبی ندیدم اما این نگاه سطحی و کودکانه برای همه عمر جواب نمی ده. بزرگترین نقدی که خودِ زهیر یاری به خودش می کنه اینه که جدی باشم و واقعیت را آن طوری که هست بپذیرم و دنیای اطراف را واقعی و با مختصات خاص خودش ببینم و دیگه دچار سَبُکسری نشوم.

در همه کارهایی که بازی کردی خوب ظاهر شدی! چه آن نقش های تاریخی مثل «یوسف پیامبر»، چه کارهای طنز تقریباً اجتماعی! اما بهمن سریال «میلیاردر» چیز دیگری بود، چرا در این سریال این قدر خوب ظاهر شدی؟

بهمن این چیزی نبود که مردم دیدند. من بهمن را بزرگ کردم، باهاش مدارا کردم، تا شد این. عشق بهمن به خانم سرور و آن شعر خواندن ها را من در دل کار آوردم البته با مشورتی که با زامیاد سعدونیان نویسنده کار و همین طور علیرضا امینی کارگردان داشتم. من سر این کار آرامش داشتم و این آرامش به خاطر وجود علیرضا امینی است که دست بازیگرش را باز می گذارد. بهمن کلی انرژی داشت و من می دونستم که کجا باید این انرژی را تخلیه کنم. یادمه در همان روزهای اول هم به علیرضا امینی گفتم من بهمن را طور دیگری بازی می کنم چون براش خواب های اساسی دیده بودم. بهمن در ابتدا مشخصات خاصی نداشت اما کمی که گذشت بهمن را بازسازی کردم. کلی هم ایده داشتم برای «میلیاردر ۲» که از قرار معلوم و طبق شنیده های من و با خبر جدیدی که به دستم رسیده قرار که ساخته شود.

مردم به طور یقین بهمن سریال «میلیاردر» را باور کردند، فکر می کنی بعد از این وقفه چند ماهه و حالا با پخش سریال «اولین انتخاب» مردم تو را به عنوان فرزاد این کار باور می کنند؟

امیدوارم. هیچ نقشی را نمی شود با نقش قبلی یک بازیگر مقایسه کرد چون آن انرژی که من برای بهمن گذاشتم با فرزاد این سریال قابل قیاس نیست. چون فرزاد مثل بهمن چندان طنز نیست. لحظات طنز داره اما بیشتر واسطه است برای دیده شدن دیگران. من کارم را انجام دادم، قضاوت آن را می گذارم به عهده مردم.

عکسهای زهیر یاری

زندگی خوب خیلی چیزها به آدم هدیه می کنه، زندگی به تو چه هدیه هایی داده؟
هدیه زندگی در این ۳۴ سال برایم این بوده که دارم یاد می گیرم بدی ها و تلخی ها را برای خودم قابل هضم کنم، چون همان طوری که در زندگی به دست می آوریم همان طور هم از دست می دهیم! شاید فاصله این دو از نظر زمانی زیاد یا کم باشد ولی این اتفاق حتماً می افتد، قانون روزگار همین است. برای همین موقع به دست آوردن زیاد هیجان زده نمی شوم تا موقع از دست دادن افسرده نشوم!

از تجربه بازیگری گفتی، بزرگترین درسی که از زندگی گرفتی چه بوده؟

زندگی یادم داد که صبور باشم، عجله نکنم، زندگی یادم داده ریتم زندگی را طوری حفظ کنم که اگر اتفاقی قرار است برایم بیافتد آن طوری که خدا برایم رقم زده بیافتد. صادقانه تر بگویم شاید پیش از این، از اتفاقی که برایم می افتاد لذت کافی نمی بردم، نمی دونم شاید چون درک درستی از آن نداشتم و مختصات کلی زندگی را نمی شناختم و مدام پریشان بودم برای چیزهایی که زمان به دست آوردنشان برایم نرسیده بود، برای همین از لذت های زندگی بی دلیل خودم را محروم می کردم. مثلاً من اهل سفر نبودم و اگر به سفر می رفتیم مدام دل دل می کردم که کی تمام می شود تا من برگردم، اما حالا لزوم وجود سفر را خوب می دانم! حالا دارم تلاش می کنم از زندگی لذت ببرم، از بارونی که زیرش بروم، خیس شوم و مثل گذشته حرص نخورم حتی تلاش می کنم که دوستش داشته باشم. زندگی یادم داد که زندگی را درست و با لذت زندگی کنم.

دلت می خواد «راه زندگی» مردم به کجا ختم بشه؟

من همیشه می گویم ما به این دنیا آمدیم تا مسیری را طی کنیم تا به یک هدف بزرگتری برسیم. دلم می خواد روزگار به کسی تلخ و سخت نگذره، درسته که زندگی همه ما پُر از پیچ و خم و دست اندازه اما همه ما می دونیم که راه زندگی مون چیه، همه ما مولفه های زندگی را بلدیم فقط فراموش کاریم. همه ما از صبح تا شب درباره خوب و مفید بودن حرف می زنیم پس همانی باشیم که درباره آن می گویم و سعی کنیم برای زندگی، برای ادامه بقا و حیات زندگی دست خدا را خط نزنیم.

هر آدمی توی زندگی اش چیزهایی دارد که بهشون نرسیده، بزرگترین حسرت زندگی ات که همیشه بهش فکر می کنی؟

تقریباً آنچنان طلبی از خدا ندارم و بابت همه داشته ها و نداشته هایم شاکرش هستم، ولی از اونجایی که متاسفانه تا اندازه ای تنبل هستم خیلی دوست دارم قرصی را پیدا می کردم که یکباره زبان انگلیسی را مثل زبان مادری صحبت کنم، نمی دانم چرا اینقدر برایم غیر قابل دسترس شده.(باخنده)!

زهیر یاری و همسرش

سوالات من داره تموم میشه اما تو چیزی از خودت نگفتی، یه کمی از خودت بگو؟

چقدر این گفتگو را دوست داشتم که از معرفی شروع نکردی و اجازه دادی گفتگو مسیر دیگری را برود. اما درباره زهیر یاری. زهیر در فصل زیبا و بی نظیر بهار به دنیا اومده، ۲۶ فروردین سال ۱۳۵۹ در تهران، تحصیلاتش رو در رشته علوم سیاسی دانشگاه تهران ادامه داده چیزی که هیچ ربطی به بازیگری ندارد و یک برادر کوچکتر از خودش داره به نام شعیب.

اینستاگرام زهیر یاری : instagram / zoheiryari

و اینکه زهیر یاری کیه! اون رو توی چند تا جمله یا کلمه برام تعریف کن؟

زهیر آدم مهربونیه، داره سعی می کنه صبورتر از قبل باشه، با شجاعت کامل می گه پیش از این یک خودخواهی افراطی داشته که آن را در خودش کمرنگ کرده، رفقاش براش خیلی اهمیت دارند، رک و رو راست، همیشه سعی می کنه رفتار صادقانه ای داشته باشه و از تظاهر کردن به شدت بدش می یاد. منطقی، حساس، کمی هم زود رنج! تازگی ها هم کم حوصله شده!

و حرف آخر، چیزی که شاید من نپرسیدم و از قلم افتاد؟

سپاس به خاطر این گفتگو که واقعاً آن را دوست داشتم. من واقعاً نمی دونم همین حالا چه کسی داره این گفتگو را کجای این سرزمین پهناور می خونه، شاید در مسیر سفر، شاید در خانه، شاید زیر سقف این آسمان بلند اما هر کجای این جهان که ایستادی، زندگی را درست و با صبوری زندگی کن. برای رسیدن به آن چیزی که دوستش داری عجله نکن فقط اجازه بده که زمان بگذره و یادت باشه که زهیر یاری یک روز این حرف ها را زد و تو آن را خواندی. به عنوان تماشاچی کارهایم دین ام را ادا کردم، چون تلاش کردم کلید واژه ۳۴ ساله ام را در اختیارات بگذارم. تلاش کنید شاد باشید! تمام!

بیوگرافی زهیر یاری

سریال های زهیر یاری 

مردان آنجلس (فرج ا… سلحشور)
مریم مقدس، (شهریار بحرانی)
گل بارون زده
در چشم باد (مسعود جعفری جوزانی)

سال‌های مشروطه (محمدرضا ورزی) در نقش اصلان
یوسف پیامبر (فرج ا… سلحشور) در نقش بنیامین
تبریز در مه (محمدرضا ورزی)
سرگشته (محمدحسین حقیقی،‌سال ۱۳۹۰) در نقش عبیدا… بن حر جعفی

میلیاردر (علیرضا امینی) در نقش بهمن
اولین انتخاب (مهدی صباغ زاده، شهریور ۱۳۹۲) در نقش فرزاد
دیوار شیشه ای (راما قویدل، ۱۳۹۵)
لژیونر (مسعود آب پرور، ۱۳۹۶)

زهیر یاری ,عکس زهیر یاری ,بیوگرافی زهیر یاری

فیلم های زهیر یاری 

زخم شناسه حوا (حسین قناعت)
گزارش یک جشن (ابراهیم حاتمی کیا)
دلتا ایکس (علیرضا امینی)
فیلم های تلویزیونی زهیر یاری

معلم کوچولو (حسین قناعت)
دل آشوب (کرامت پورشهسواری، سال ۱۳۸۶)
پل (تینا پاکروان، سال ۱۳۹۱)
مسافر بهشت (فریدون جیرانی، سال ۱۳۹۱)
من مادرم (پژمان چشمی، سال ۱۳۹۳)

تاتر های زهیر یاری

سهراب، اسب و سنجاقک
کوچ در کوچ
کافه مک آدم (زنده یاد محمود استاد محمد)

شکار روباه (دکتر علی رفیعی)
عشق من حامد بهداد (زهیر یاری، افشین هاشمی)
خاطرات و کابوس های یک جامعه دار از زندگی و قتل میرزا تقی خان (دکتر علی رفیعی)

[ad_2]

لینک منبع

بیوگرافی بهرام شاه محمدلو و همسرش +عکسها

[ad_1]

بهرام شاه محمدلو

بهرام شاه محمدلو بازیگر نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون و تئاتر متولد 25 آذرماه سال 1329 در تهران می باشد و 67 سال سن دارد.

تحصیلات : وی  در سال ۱۳۵۲ تحصیلاتش را در رشته هنرهای نمایشی دانشکده هنرهای زیبا به پایان برده‌است.

از مهمترین آثار وی می‌توان به مجموعه آقای حکایتی و سریال گرگ‌ها در نقش هامون اشاره کرد.

ازدواج و همسرش

بهرام شاه محمدلو متاهل است و با راضیه برومند بازیگر و نویسنده سینما ازدواج کرده است.

راضیه برومند گوینده، بازیگر تلویزیون و تئاتر، نویسنده و عروسک‌گردان ایرانی است.او خواهر مرضیه برومند و احترام برومند می باشد.

بهرام شاه محمدلو و همسرش

عکس همسر بهرام شاه محمدلو

 

عکس قدیمی از دوران نوجوانی بهرام شاه محمدلو

عکس دوران نوجوانی بهرام شاه محمدلو

بهرام شاه محمدلو در برنامه خندوانه

بهرام شاه محمدلو در برنامه خندوانه / تیرماه 1396

[ad_2]

لینک منبع

شهرزاد مدیری دختر مهران مدیری در مراسم افتتاحیه فیلم پدرش +عکس

[ad_1]

مهران مدیری و دخترش شهرزاد

مراسم افتتاحیه و اکران خصوصی فیلم سینمایی ساعت پنج عصر شامگاه دوشنبه 26 تیرماه 96 در سینما کوروش تهران برگزار گردید.

مهران مدیری برای اولین بار به همراه دخترش شهرزاد مدیری در مقابل دوربین عکاسان حاضر شد.

فیلم ساعت 5 عصر به کارگردانی مهران مدیری از تاریخ 30 تیرماه 96 اکرانش را در سینماهای کشور آغاز میکند.

دختر مهران مدیری

عکسهای بیشتر از اکران خصوصی فیلم ساعت 5 عصر را اینجا ببینید.

[ad_2]

لینک منبع

بیوگرافی سیاوش طهمورث و همسرش +تصاویر و گفتگو

[ad_1]

سیاوش طهمورث

 سیاوش طهمورث بازیگر سینما و تلویزیون متولد سال 1325 در تهران می باشد و 71 سال سن دارد.

سیاوش طهمورث فعالیت هنری خود را در تلویزیون از سال 1361 با بازی در مجموعه همشهری ساخته مسعود فروتن و حسین فردرو آغاز نمود. 

وی فعالیت سینمایی خود را نیز از سال 1363 با حضور در فیلم آن سفر کرده به کارگرانی احمد نیک آذر آغاز کرد. 

ازدواج و همسرش

سیاوش طهمورث مدتهاست که ازدواج کرده است . عکسی از همسر و فرزندان او موجود نیست.

گفت و گو با سیاوش طهمورث 

سیاوش طهمورث و همسرش

گویا چند تله فیلم برای تلویزیون و رسانه های خانگی هم کار کردید؟

ـ بله یک کار نیمه تمام دارم و یک کار هم که کردم آخرش را عوض کردند و پولم را خوردند. از هر دو کار طلبکار هستم. به نظرم وزارت ارشاد باید فکری بکند که هر کسی نیاید به عنوان تهیه کننده و کارگردان مجوز بگیرد و پول بازیگر را بخورد. جالب اینکه می روند آخر فیلم را تغییر می دهند و شما را کنار می گذارند. به نظرم مسوولان باید در این مورد تصمیمی بگیرند و یا خانه سینما باید جواب گو باشد. این وضع نمی‌ شود که ما با نگرانی قرارداد می بندیم، با نگرانی کار می کنیم، با نگرانی زندگی می کنیم چرا؟ چون  عده ای همین طوری ریخته اند داخل این کار و همین جوری هم مجوز کارگردانی گرفتند.

و شما چه کسی را مسوول می دانید؟

ـ مسوولان محترم وزارت ارشاد…

بیوگرافی سیاوش طهمورث

برای تلویزیون کاری با این شرایط نداشتید؟

ـ نه این دو کار برای  شبکه نمایش خانگی است. من الان چک های برگشتی این دو فیلم را دارم. البته شکایت کردم و جلوی کارشان را گرفتند. در واقع به این آقایان مجوز پخش نمی دهند…

خیلی ها اعتقاد دارند کسانی که یک روز نویسندگان  با سابقه و کاربلد ما بودند و شخصیت های آثارشان با حساب و کتاب خلق و پرداخت می شد هم، امروز قلم آن روزها را ندارند؟

ـ من معتقدم ما نباید گناه را فقط گردن یک قشر بیندازیم. نویسنده یا کارگردان یا بازیگر یا… فکر می کنم همه مقصر هستیم. چرا؟ چون حد مشخصی نداریم. ما اول باید مشخص کنیم در کجای هنر تئاتر، سینما و تلویزیون هستیم و کجا می خواهیم برویم؟! متاسفانه آنچنان بی راهه های فراوانی وجود دارد و آنقدر در این بی راهه ها گیر کرده ایم که نمی‌ توانیم تصمیم بگیریم. نمی دانیم کجا باید برویم. نویسنده ای که قرار است فیلمنامه بنویسد هم سرگردان است. چون تکلیفش معلوم نیست. نویسنده ما نمی داند چقدر می تواند حرف بزند؟ از کجا می تواند حرف بزند و از چی می تواند حرف بزند؟ در نتیجه می افتد به تکرار، آن هم تکرار مسائل روزمره، نه چیز دیگر. این آمد او رفت، این عاشق او شد، او یکی دیگر را کشت، این با اون قهر کرد، فلان شخصیت قاچاق کرد با پلیس درگیر شد و… مسائل ما در اجتماع فقط اینها نیست. اجتماع ما پر است از سوژه های ناب، ولی ما قبل از اینکه بخواهیم مسائل اجتماعی روزمره را مورد بررسی قرار دهیم، بهتر است به موضوعات اجتماعی انسان ها بپردازیم.

در واقع ضد قهرمان و اصولاً شخصیت های مختلف با ویژگی‌ های متفاوت در همین راستا شکل می گیرند و معرفی می‌ شوند. زمانیکه ما بتوانیم شخصیت های مختلف را در جامعه مورد تحلیل قرار بدهیم.

ـ دقیقاً، اصلاً شخصیت ها در همین شرایط معرفی می شوند. آنجا می‌ توانیم تعریف کنیم ضد قهرمان کیست و قهرمان کیست! البته بگذریم که در هر جامعه بشری، هر دوی اینها وجود دارند و باید هم وجود داشته باشند. شدت و ضعف آنها است که فرق می کند. اگر ضد قهرمان در جامعه ای بر قهرمان قدرت بگیرد، آن وقت فاجعه رخ داده است. ما باید در حدی باشیم که حتی اگر سقوط کردیم، قهرمان و ضدقهرمان در برابر هم مساوی باشند. مثالی می زنم برای شما، در تمام دنیا و در گونه های مختلف نمایش، فیلم، تلویزیون و تئاتر، آثار ضعیف و حتی در حد فاجعه می بینید، امّا در کنار این کارها آثار قوی و ماندگار هم تولید می شود. اگر ما فقط به سمت ابتذال برویم یعنی تولید آثار ضعیف در نهایت ببخشید می شویم این چیزی که هستیم.

گاهی نگاه انسانی از شخصیت منفی یا همان بد من قصه گرفته می شود و عملاً طوری طراحی می شود که تماشاگر را تنها به وجوه سیاه کاراکتر ارجاع می دهد…

ـ این درست نیست…

سیاوش طهمورث و زنش

از فاکتورهای موثر در موفقیت و ماندگاری یک ضد قهرمان دراماتیک صحبت کنید.

ـ اگر ما شخصیت ها و انسان ها را سیاه و سفید نبینیم، ماجرا به واقعیت وجودی انسان نزدیک تر می شود. همه انسان ها حتماً در وجودشان رنگ آمیزی های متفاوتی دارند که در برخورد با جامعه معنی پیدا می کند. مثال می زنم، اگر شما یک شخصیت را در اطرافتان سیاه و منفی می بینید، دلیل دارد. شاید او تحت تاثیر مسائل خود خواهانه و مسائل پرت اجتماعی قرار گرفته و آنچه را که نباید حالا به خودش حق می دهد. پس شروع می کند به انجام یک عمل اشتباه، یک نوع رفتار نامناسب انسانی و…

پس با همین تعریف او هرگز متوجه ایرادات رفتاری خودش نیست و در واقع خودش را با سیاهی های رفتارش عجین نمی داند چرا که معتقد است کاری که انجام می دهد صحیح است؟

ـ بله دقیقاً، یک ضد قهرمان هرگز خودش را ضد قهرمان نمی داند. بلکه به خودش حق می دهد باید این کار را انجام بدهد. هیچ جنایت کاری نمی گوید من جانی هستم. مثالی می زنند و می گویند اولین نفری که کشتید جنایت کردید امّا دومی و سومی دیگر عادت است. پس هیچ ضد قهرمانی به قول شما و هیچ آدم منفی به قول بعضی ها خودش را سیاه نمی داند. مطلب مهم دیگر اینکه آن کسی که مثبت است هم به این دلیل مثبت است که فقط خودش را نمی بیند. دیگران را هم می بیند.

نمایش تعاریف مختلف شخصیتی در یک ضد قهرمان بر اساس زمان، موقعیت، مکان و فاکتورهای فراوان دیگر متغیر است. چه کنیم تا در خلق یک شخصیت ضد قهرمان متفاوت عمل کنیم؟

ـ چه کنیم که این ضد قهرمانان با هم متفاوت باشند. من سعی کردم تا به حال به این شکل عمل کنم. خب ما در جامعه مان فقط یک عمل بد یا یک رفتار نادرست و غیر انسانی نداریم که فقط در شرایط مختلف همان را انجام دهیم، بدی های مختلف از آدم های مختلف تراوش می کند.

در شرایط مختلف…

ـ بله در شرایط مختلف، اگر ما برای این برخوردها، کنش ها و واکنش ها تفاوت قائل شویم و میان آنها فاصله بگذاریم ضد قهرمان های متفاوتی از سیاوش طهمورث خواهید دیدکه هیچکدام شبیه به هم نیست.

از ضد قهرمانان آثار کلاسیک (سریال گرگ ها) تا سریال های روز تلویزیون (زیر تیغ)؟

ـ بله هیچ تفاوتی نباید وجود داشته باشد. بازیگر باید بتواند کارهای کلاسیک و روزمره را بازی کند. بازیگری که تنها بتواند یک ژانر و در یک گونه بازی کند دیگر بازیگر نیست هنرپیشه است…

و شما چه تفاوتی میان بازیگر و هنرپیشه قائل هستید؟

ـ حرفه هنرپیشه این است که فقط بیاید جلوی دوربین یا روی صحنه، امّا بازیگر تعهد و نسبت به کارش عشق دارد. به عرصه هنر عشق می ورزد و هنر را حرفه و شغل نمی بیند. ممکن است زندگی اش از این راه بگذرد امّا نگاه او شغل و حرفه نیست. او در عرصه هنر زندگی می کند، انسانیت را می بیند چون عشق به عالم هستی را می بیند. عشق به انسانیت دارد عشق به جامعه، عشق به مردم کشورش، عشق به اطرافیانش، دلسوز است. به همین دلیل خودش را متعهد می داند ولی یک هنرپیشه متعهد نیست. متعهد نیست چون عاشق نیست و این کار فقط شغل اوست. او فقط این کار را انجام می دهد.

فرزندان سیاوش طهمورث

نمونه ای از نقش ضد قهرمان های اخیری که شما ایفاگر آن بودید شخصیت یاوری سریال «برابر اصل» بود. به عنوان شخصیتی که در ذهن مخاطب است (به خاطر پخش اخیر) راجع به آن هم صحبت کنید؟

ـ من این سریال را نتوانستم ببینم. پس نمی توانم راجع به کلیت کار نظر دهم. او آن آدم لطمه خورده جامعه بود. اتفاقاتی در جامعه بر او مترتب شده بود که باعث شد به کاراکتر لطماتی بخورد. خیلی از رفتارهای آدمی مثل یاوری بر می گردد به موقعیت هایی که در جامعه برای او ایجاد می شود. در واقع شرایط اجتماعی، او را به این سمت و سو سوق می دهد. ما در جامعه انسانی می بینیم شخصیت هایی را که به دلیل فشار دوران کودکی، عقده های دوران نوجوانی و… دست به هر کاری می زنند تا کمبودهای آن دوره را در این روزگار جبران کنند.

حالا این کمبود می تواند مادی باشد، معنوی باشد، جایگاه اجتماعی باشد و مقامی باشد. حالا چون زود می خواهند به آنچه نداشته اند و آرزویشان بوده برسند و قرار نیست بابت آن تلاش بشود و یا رنجی کشیده شود در نتیجه مجبورند حرکتی غیر عرف یا شاید غیر انسانی انجام دهند که نتیجه اش می شود در مقابل یک قهرمان ایستادن و ضد قهرمان بودن. یاوری هم همین بود. او فقط می خواست به دست بیاورد. او قافیه را در برابر برادرش باخته پس دست به هر کاری می زند. امّا من آن برادر را که آنقدر خوب دیده می شد باز خیلی خوب نمی دیدم. او هم یکسری بدی ها داشت. حالا نمی دانم در ساختار سریال که پخش شد این ماجرا نمایش داده شد یا نه؟! آیا بدی ها و خوبی های شخصیت به اندازه کافی به تصویر کشیده شد یا خیر! چون خودم ندیدم اجازه بده راجع به آن خیلی صحبت نکنم.

در هنگام خواندن یک فیلمنامه چه برخوردی با شخصیت دارید به خصوص یک کاراکتر ضد قهرمان، چگونه با خودتان در موردش کنار می آیید؟

ـ من ماجرای خودم را با شخصیت هایی که قرار است بازی کنم دارم. من دنبال شخصیت می روم، سعی می کنم از کاراکتر وجودی طهمورث فاصله بگیرم و  دنبال کسی بروم که قرار است آن را بازی کنم. سعی می کنم شخصیت را زندگی کنم. حالا اگر کارگردان از این زندگی نهایت استفاده را برد به نظر من زندگی خودم را کرده ام، من نباخته ام چون کار خودم را کرده ام.

سیاوش طهمورث

باور تماشاگر در نزدیک شدن به یک شخصیت منفی بر می گردد به موضعی که در مقابل او می گیرد. اینکه ما بتوانیم کاری کنیم که تماشاگر از برخورد، رفتار و حتی توطئه های این شخصیت به ستوه آمده، شاکی است به قول خیلی ها، حرص مخاطب از او در آمده و خودش را دیگر در مقابل او می بیند. نمونه اش شخصیت عمو در سریال «زیر تیغ» که مخاطب کاملاً در مقابل او و کینه توزی هایش موضع داشت. البته می دانم که ایفای چنین نقش هایی سختی های خاص خودش را دارد؟

ـ سخت است. واقعاً سخت است. من بازیگری را که می خواهد خوشگل جلوی دوربین بیاید اصلاً نمی پسندم و نمی فهمم. من او را در همان تعاریف هنرپیشه ها می بینم و حس می کنم نه چیز دیگر…

فیلم های سینمایی سیاوش طهمورث 

نیمکت (۱۳۹۵)
افسونگر (۱۳۹۲)
کیمیا و خاک (۱۳۸۷)
تسویه‌حساب (۱۳۸۶)

این ترانه عاشقانه نیست (۱۳۸۴)
راه طی شده (۱۳۸۴)
رستگاری در هشت و بیست دقیقه (۱۳۸۳)
خانه‌ای در شن (۱۳۸۲)

فراری (۱۳۸۱)
مسافر ری (۱۳۷۹)
اجاره‌نشین‌ها (۱۳۶۵)

تشکیلات (۱۳۶۵)
کنار برکه‌ها (۱۳۶۵)
آن سفر کرده (۱۳۶۳)


سریال های سیاوش طهمورث 

برابر اصل
خط
شب های روشن
نابرده رنج

شهر دقیانوس
بانو
آخرین دعوت
خون بها

زیر تیغ
دعوت
باجناق ها
سایه سکوت
وارث

معصومیت از دست رفته
نسیم رویا
آبی مثل دریا
فرمان
حر بن عبدی

مسافر ری
فکر پلید
به سوی افتخار
برادر خواب
بازگشت پرستو ها
وکلای جوان

مجسمه های گچی
شبحی در تاریکی
شلیک نهایی
در پناه تو

گرگ ها
حکایت مسافر گمنام
آئینه
افسانه سلطان و شبان
شاه کار
همشهری

سیاوش طهمورث ,بیوگرافی سیاوش طهمورث ,عکس سیاوش طهمورث

تاتر های سیاوش طهمورث

نمایشنامه‌خوانی اژدهاک در سانفرانسیسکو با حضوربهرام بیضایی 

[ad_2]

لینک منبع